پس لرزه های واکسن چهارماهگی
دورت بگردم مادر که لپات آب شدن از دست این واکسن.دیدین حساسیت من الکی نیست.رایان خیلی به این توکسوئید کزاز واکنش نشون میده.چهار روز متوالی رسما روزه گرفت.تا خاله می می های مهربونو نشونش میدادم جیغ میزد و سر تکون میداد.شنبه رفتیم پیش عمو عباس.از وزنش اصلا راضی نبود.شربت ب کمپلکس سه بار در روز و مکمل زینک هم به برنامه اضافه شد.تب 38 درجه سه روز ادامه داشت.خیلی بچم پهلوان بود 350 گرم هم وزن کم کرد.گاهی به سرم میزنه بشم مثل اون خانم روستایی ساده که هیج جوری زیر بار واکسیناسیون طفلش نمیرفت و میگفت مگه دیوونم بچه سالم ببرم سوزن بزنم مریضش کنم .هیچ دلیل و منطق پزشکی رو هم قبول نمیکرد.الان میفهمم بیچاره چه حسی داشته به هر حال این دوره هم ...
نویسنده :
مامي
22:29
مسافرکوچولو1
سلام قند عسلم بمیرم برات که تب کردی و خوابیدی،میخوام پست امروز اختصاص بدم به یه خلاصه از روزی که فهمیدم لک لک مهربون داره یه مسافر عزیز واسمون میاره تا امروز که مسافر کوچولو دیگه یه مسافر نیست.مهمون ابدی قلبم شده.الهی من فدات بشم ناز گل مامان روز 27 تیر سال 1391 مثل همیشه صبح زود بیدار شدم برم سر کار.چند ماهی بود که منتظرت بودیم،اون روز هم یه تست با خودم بردم تو حمام و.... واااااااییییی دیدم که مسافرم پیغام فرستاده که کوله بارشو بسته و راه افتاده،مثل فشنگ پیغامتو گرفتم دستمو پریدم تو بغل بابک،طفلک با جیغ من از خواب پریده بود و هاج و واج به خط صورتی کمرنگ تست خیره شده بود که کنار خط قرمز پررنگ کنترل خودنمایی میکرد.عجب رو...
نویسنده :
مامي
17:49




